تبلیغات
عشق 1 طرفه
عشق 1 طرفه

زندگی،از تولد تا مرگ،فقط بازیه عشقه


به زنت راستشو بگو....

مرد متاهل با منشی خود رابطه داشت. یک روز باهم به خانه منشی رفتند و تمام بعد از ظهر باهم بودند و از خستگی به خواب رفتند.

ساعت هشت شب مرد از خواب بیدار شد، به سرعت مشغول پوشیدن لباس شد و در همین حال از معشوقه اش خواست تا کفشهایش را بیرون ببرد و روی چمنهای باغچه بمالد تا کثیف به نظر برسد.

بعد از پوشیدن کفشها به سرعت راهی خانه شد.

در خانه همسرش باعصبانیت فریاد زد: تا حالا کجا بودی؟

مرد پاسخ داد: من نمی توانم به تو دروغ بگویم، من با منشیم رابطه دارم و ما تمام بعد از ظهر را باهم بودیم !!!

زن به کفشهای او نگاه کرد و گفت: دروغگوی پست فطرت من میدانم که تو تمام بعد از ظهر را مشغول بازی گلف بودی.


شنبه 7 خرداد 1390 توسط امین | نظرات ()



زندگی مثل یه شب بارونیه...
بعضی ها از پشت پنجره می بیننش...
بعضی ها از ترس خیس شدن از کنار بخاری تکون نمی خورن...
بعضی ها زیر اشکای آسمون میرن تا خیس بشن...چرا؟
بعضی ها هم خودشونو به خواب میزنن و فقط صداشو میشنون...
تو چی؟ تو بارون زندگیتو چطور دیدی؟
بنظرت کدومشون بیشتر لذت بردن؟

aminxpk@yahoo.com

عکس های عاشقانه
قطعه ی ادبی
شعر عاشقانه
تا دلتنگی
عمومی
عشق

امین

اگه کسی دلتو بشکونه چیکار میکنی؟





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

Blog Skin

دانلود فیلم

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار

تحلیل آمار سایت و وبلاگ