تبلیغات
عشق 1 طرفه
عشق 1 طرفه

زندگی،از تولد تا مرگ،فقط بازیه عشقه


او را از من نگیر

 او را از من نگیر...

همیشه این گونه بوده است...

 کسی را که خیلی دوست داری زود از دست می دهی...

  .

  .

  .



پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد و دور می شود...فکر می کردی می توانی تا آخرین روزی که زمین به دور خود می چرخد و خورشید از پشت کوهها سرک می کشد در کنارش باشی.

 هنوز حرفهایت را به او نگفته بودی،هنوز همه ی لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی،هنوز سیر نگاهش نکرده بودی...

همیشه این گونه بوده است...

 کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو می رود، وقتی به خودت می آیی که حتی ردی از او در نگاهت نیست... فکر می کردی می توانی با او به تمام باغ ها سر بزنی و خرده های نان را به مرغابی های تنها بدهی ، فکر می کردی می توانی تمام تنهاییت را با او پایان دهی .هنوز روزهای زیادی با او باید به تماشای موجها می رفتی ، هنوز ساعت های صمیمانه ای باید با او اشک میریختی.

اما او ، گریزان از لحظه ای  صحبت با تو ...

همیشه این گونه بوده است...

 وقتی دورت پر است از نیلوفرهای پرپر، خوابهای بی رویا و آینه های بی قاب، وقتی از همیشه بیشتر به او محتاجی، ناباورانه او را در کنارت نمیبینی... فکر می کردی دست در دست او خنده کنان به آن سوی نرده های آسمان خواهی رفت و دامنت را از بوسه و نور پر خواهی کرد... هنوز پیراهن خوشبختی را کامل بر تن نکرده بودی، هنوز ترانه های عاشقی را تا آخر با او زمزمه نکرده بودی... همیشه این گونه بوده است...

او که برای همیشه می رود آنقدر تنها می شوی که نام روزها را فراموش می کنی... از عقربه های ساعت می گریزی و هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید... احساس می کنی به دره ای تهی از باران سقوط کرده ای... احساس می کنی کلمات لال شده اند، پل ها فرو ریخته اند،دستها یخ کرده اند و پروانه ها سوخته اند...

راستی اگر او هنوز نرفته است ، اگر هنوز باد همه ی شمعهایت را خاموش نکرده ... قدر تک تک نفسهایش را بدان و به فرشته ای که می خواهد او را از زمین تو به آسمان کس دیگر ببرد بگو تو را به صدای گنجشک ها و بوی خوش آرزوها سوگند می دهم او را از من نگیر...

 

حالا من تنها برای او می نویسم،او که دیوانه وار دوستش دارم اما...

 


پنجشنبه 9 مرداد 1393 توسط امین | نظرات ()



زندگی مثل یه شب بارونیه...
بعضی ها از پشت پنجره می بیننش...
بعضی ها از ترس خیس شدن از کنار بخاری تکون نمی خورن...
بعضی ها زیر اشکای آسمون میرن تا خیس بشن...چرا؟
بعضی ها هم خودشونو به خواب میزنن و فقط صداشو میشنون...
تو چی؟ تو بارون زندگیتو چطور دیدی؟
بنظرت کدومشون بیشتر لذت بردن؟

aminxpk@yahoo.com

عکس های عاشقانه
قطعه ی ادبی
شعر عاشقانه
تا دلتنگی
عمومی
عشق

امین

اگه کسی دلتو بشکونه چیکار میکنی؟





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

Blog Skin

دانلود فیلم

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار

تحلیل آمار سایت و وبلاگ