تبلیغات
عشق 1 طرفه
عشق 1 طرفه

زندگی،از تولد تا مرگ،فقط بازیه عشقه


شمع ...

http://hasti-67.blogfa.com                 

 

یکی بود یکی نبود.................

 

وقتی خورشید طلوع کرد از پشت پنجره

کلبه ای قدیمی،شمع سوخته ای را دید که از عمرش لحظاتی بیش نمانده بود.

به او پوزخندی زد و گفت:

دیشب تا صبح،خودت را فدای چه کردی؟

شمع گفت:

خودم را فدا کردم تا که او در غربت شب غصه نخورد.

خورشید گفت:

همان پروانه که با طلوع من تو را رها کرد!

شمع گفت:

یک عاشق برای خوشنودی معشوق خود همه کار می کند و برای کار خود

هیچ توقعی از او ندارد زیرا که شادی او را شادی خود می داند

خورشید به تمسخر گفت:

آهای عاشق فداکار،حالا اگر قرار باشد که دوباره به وجود آیی،دوست داری که چه

چیزی شوی؟ شمع به آسمان نگریست و گفت: شمع...دوست دارم دوباره شمع شوم

خورشید با تعجب گفت:شمع؟؟

شمع گفت:

آری شمع...دوست دارم که شمع شوم تا که دوباره در عشقش بسوزم و

شب پروانه را سحر کنم،خورشید خشمگین شد و گفت:

چیزی بشو مانند من تا که سالها زندگی کنی،نه این که یک شبه نیست و نابود شوی!

شمع لبخندی زد و گفت:

من دیشب در کنار پروانه به عیشی رسیدم که تو در این همه سال زندگیت به آن

نرسیدی...من این یک شب را به همه زندگی و عظمت و بزرگی تو نمی دهم.

خورشید گفت:

تو که دیشب این همه لذت برده ای پس چرا گریه می کنی؟

شمع با چشمانی گریان گفت:

من از برای خودم گریه نمی کنم،اشکم از برای پروانه است که فردا شب در آن همه


ظلمت و تاریکی شب چه خواهد کرد و گریست و گریست تا که برای همیشه آرامید.

 


یکشنبه 13 مرداد 1387 توسط امین | نظرات ()



زندگی مثل یه شب بارونیه...
بعضی ها از پشت پنجره می بیننش...
بعضی ها از ترس خیس شدن از کنار بخاری تکون نمی خورن...
بعضی ها زیر اشکای آسمون میرن تا خیس بشن...چرا؟
بعضی ها هم خودشونو به خواب میزنن و فقط صداشو میشنون...
تو چی؟ تو بارون زندگیتو چطور دیدی؟
بنظرت کدومشون بیشتر لذت بردن؟

aminxpk@yahoo.com

عکس های عاشقانه
قطعه ی ادبی
شعر عاشقانه
تا دلتنگی
عمومی
عشق

امین

اگه کسی دلتو بشکونه چیکار میکنی؟





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

Blog Skin

دانلود فیلم

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار

تحلیل آمار سایت و وبلاگ